کاردرمان
امروز از تمرین های من راضی بود چون دیروز خوب با وزنه ها کار کردم
گفت وزنه ها رو دستت بگیر و مثل پروانه ببر بالا ولی اول دستت رو از روی زمین بلند کن بعد ببر بالا
دفعه اول تیکه تیکه بردم بعد که دستم اومد راحت تر بردم بالا
بعد گفت پاهات رو خم کن و پات رو صاف بیار بالا
بعد گفت قلت بزن و بعد گفت روی شکم بخواب
بعد بالشت رو زیر سینه م گذاشت و بعد بهم گفت بلند شو، گفتم بالشت رو پشتم نذاشتی گفت لازم نیست
بلند شدم و گفت روپوش ت رو در بیار، بعد که در آوردم و رو کردم و دوباره پوشیدم بهم گفت چهار دست و پا برو
بعد که چهار دست و پا رفتم گفت برو به سمت مبل تک نفره و من رفتم و نشستم
گفت حالا به کمک دسته ها بلند شو(منظور از بلند شدن اینه که خودم رو از مبل فاصله بدم)
اول یک شماره نزدیک بود ااز جلو بیفتم، دفعه دوم چهار شماره، دفعه سوم 7 شماره، دفعه چهارم هشت شماره و دفعه پنجم 11 شماره
به من گفت فردا ساعت ده ناظرها میان ببینن که وضعیتت نسبت به اول که دیدن ت چقدر بهتر شده، و باید بگی که چی از کتاب فهمیدی
مختصری از روز دوازدهم: انسان های توانمندی که تغییری ایجاد کرده اند.
برخی مواقع فروغ ما به خاموشی می گراید و با بارقه ای از شخصی دیگر دوباره روشن می شود. هر کدام از ما باید با قدردانیِ عمیق به آنانی بیندیشیمکه شعلۀ درون ما را روشن و زنده نگه میدارند. دکتر آلبرت شواتزر-برندۀ جایزۀ نوبل-سرپرست هیئت پزشکی برای محرومان-فیلسوف
محل ساکت و آرانی را پیدا کنید و نام سه نفر را که تغییری شگرف در زندگیِ شما ایجاد کردند روی کاغذی بنویسید.
از تک تک کسان نامبرده در لیست با ذکرِ دلیل و درست مانند اینکه در برابرتان حاضرند تشکر کنید و به هر یک از آنها بگویید که چه تغییری در زندگیِ شما ایجاد کرده است.