زالو درمانی 2

امروز رفتم مرحله دوم زالو رو انداختم

البته توی شهر خودمون

پیش یکی از دکترها رفتیم که زالو میندازه

گفت برای باز شدن فک زالوی تنها کافی نیست

خودش هم اول با روغن گاوی حدودا پنج شش دقیقه اون جایی که میخواست زالو بندازه رو چرب کرد

بعدش که صورتم را با آب گرم شستم و بعد زالو انداخت

البته زالو انداختنش هم فرق می کرد

قبل از اینکه بخواد زالو رو بزاره چند بار با سوزنی که دستش بود روی صورتم زد بعد زالو رو گذاشت

زالویی که اول گذاشته بود مگه ول می کرد

زالوی دوم وسوم وچهارم افتادند ولی اون اولی ه بیشتر از یک ربع بعد از افتادن آخری داشت میخورد

به بابام گفتم این مثل منه قبل از همه شروع کرده بعد از همه هم تموم می کنه

 

جمعه اضافه شد:

یه چیر رو یادم رفت بنویسم

اینکه با سشوار هم گرم کرد بعد زالو رو گذاشت

ساک

اسم این غذا ساک هست

با برنج خورده میشه

البته این قدر دوست داریم حتی شده خالی هم میخوریم چون بیشتر محرم پیدا میشه

و در طول سال پیدا نمیشه مگر اینکه مامان ها خودشون درست کنند

نه خورشت حساب میشه و نه آش و نه سوپ

ولی یه جورایی کار خورشت رو انجام میده و البته جایگزین ماست هم هست

ساک برای ما مثل قیمه برای تهرانی هاست

دوستم سجاد که از تهران اومده بود گفت حتی ما هم این رو بیشتر از قیمه دوست داریم

تولد

امروز تولد من ه

دیروز از ساعت 4، 5 بچه های فامیل از بابام بستنی میخواستند

بابای من گفت روز عاشورا تمام بشه بعد و رفت خوابید،

هر سال محرم باید مهمان یه نفر بستنی بخورند

چند روز پیش هم تولد یه نفر دیگه بود و اون روز هم بستنی خوردند

یکی از پسر عمو هام نیم ساعت به اذان مونده بود اذان گفت تا بابای من بلند بشه

بابای من رفت مسجد نماز و نیم ساعت بعد اذان با بستنی اومد

این گلدان رو هم پسر عموم و خانوم شون برای من خریدند

 

هیئت

دیشب بعد چند سال هیئتی رفتم که بیشتر بچگی هام می رفتم

برای دعای کمیل و سینه زنی

چقدر وسط اون سینه زن ها وول میخوردیم

الان هم ناراحت م که نمیتونم برم اون وسط ایست کنم و سینه بزنم

و باز هم پایین تر از بقیه م

البته حتما خیری درش هست که نمیتونم ایست کنم

نماز

روز عاشورا

در آن گرمای سوزان آفتاب

و در هنگام جنگی نا برابر

امام حسین ع اقدام به اقامه نماز ظهر کردند و آن هم به جماعت

.....

.....

.....

نماز این قدر اهمیت دارد

مراقب نمازهای مان باشیم

 

ممنون از وبلاگ خورشید زمین بابت این پست

تمرین

دیروز برای تمرین بوچیا رفته بودم سالن

یکی از بچه ها جدید بود از مامانش سوال کردم بیماری ش چیه

گفت دیستروفی. من بهش گفتم شما پیش دکتر من برید

یادآور بشم ده سال قبل از این دکتره به ما میگفتند  بیماریش دیستروفی ه

پیش این دکتره رفتیم به ما گفت بیماریش دیستروفی نیست

ولی به ما گفت باید ازش تست ماهیچه بگیرم تا بفهمم چیه

بعد از دو هفته به ما گفتند بیماریش میوپاتی سنت رو نوکرال ه

به اینا گفتم برید شاید دیستروفی نباشه

چون دیستروفی از زمان تولد ویلچری هستی

ولی ییماری ی مثل بیماری من بعد از سن بلوغ شروع شده

محرم

امروز بالاخره بعد از 5 روز که از محرم گذشته خونه پدربزرگ خدا بیامرزم رفته بودیم

که حدودا 200 ساله برنامه عزاداری دارند و شاید هم بیشتر

از این ناراحت بودم که توی شهرمون نیستم تا بتونم برای عزاداری برم

توی عزاداری ها هم دیگه رو فراموش نکنیم

البته شب اول محرم تهران یه هیئتی رفتیم

البته من چون هیئت ترک ها بود 95% حرف هاشون رو نمیفهمیدم

این قدر مداحه با سوزش میخوند که آدم که بلد نباشه هم نمیتونه گوش نده

بابام تقریبا ترکی میفهمه

بعد از مراسم به یه آقائی که اونجا بود گفتم من تقریبا هیچی نفهمیدم

آقاهه گفت فرداشب اومدید بگید من بهشون بگم

که فرداشب ش نرفتیم

بیمارستان شریعتی ۳

الان هم نوار عصب از صورتم گرفتند

حداقل ۵ بار سوزن توی صورتم زد

البته زیاد درد نداشت و قابل تامل بود

و دکتر گفت مشکلی نذاره و فکش درگیر نیست

و میتونه عمل کنه

و یه چیز دیگه نوار عصب رو گرفت گفت

نسبت به نوار عصبی که 4 سال قبل گرفته بودم خیلی بهتر شده

بیمارستان شریعتی ۲

امروز صبح دوباره اومدیم بیمارستان شریعتی

رفتیم پیش دکتر تموم علائمی که بیماریم داشته ازم پرسید و من هم جواب دادم

و نامه و عکس های دکترهای قبلی رو نگاه کرد

و به ما گقتند بیرون باشید تا دکتر اصلی ه بیاد.

پیش دکتر اصلی ه رفتیم گفت این میتونه بیهوش بشه ولی اون گازی که قبل عمل وارد می کنند نباید برای ایشون بزنند

بعد از ظهر هم باید بریم نوار عصب صورت رو بگیریم

بیمارستان شریعتی 1

امروز ما رفتیم بیمارستان دکتر شریعتی

ولی خوب شد با ماشین خودمون نرفتیم و گرنه یه ساعت بعدش هم نمی رسیدیم

با تاکسی رفتیم، آقاهه گفت اینجا یه پل رو گذر بوده خراب کردند، الان دارن زیرگذر میزنن

اونجا که بودیم قلقله بود، وقتی رفتیم توو دکتره به پزشک های دورش که انگار شاگردهاش هم بودند

گفت این یه جور نادر ه، این بیماریش جوری ه که چون عضلات صورت از همه ضعیف تره، به فک فشار آورده

و البته گفت این اصلا عمل نمیخواد با فیزوتراپی و کاردرمانی درست میشه

البته فردا هم نورولوژی وقت گرفتیم که بریم

 

بعد از بیمارستان به پیشنهاد دوستم سجاد که چند روز قبل ازش پرسیده بودم رفتیم باغ موزه نگارستان

بسیار زیبا بود، تابلوها و نقاشی های بسیار زیبا، پیشنهاد می کنم حتما برید

البته ما اینجا رو نرفتیم

چون چند تا پله بلند داشت ولی بقیه باغش هم زیبا بود

ما تقریبا تا آخرهای باغ رو رفتیم که به یه در رسیدیم که اونجا پله نداشت

و ما میتونستیم خارج بشیم

نگهبان گفت هر موقع خواستید خارج بشید به من بگید این در رو براتون باز کنم

ببخشید عکسم زیاد خوب نیفتاده

دکتر جدید

این دکتر جدید ه هم رفتیم

زنگ زدیم به ما گفتند تا 6.5 اینجا باشید

ما هم سر 6.5 رسیدیم

متخصص جراحی دهان ،فک و صورت

عکس هایی که طی این یه هفته گرفتیم به دکتر نشان دادیم

عکس ها رو دید و به ما گفت فردا ساعت 10 صبح بیمارستان شریعتی بیاید

من باید به خاطر بیماری ایشون با چند نفر صحبت کنم

یعنی بالاخره بخت بیمارستان شریعتی هم باز شد

ایام ماه محرم رو هم به همه تسلیت میگم

توی این شب ها هم دیگه رو فراموش نکنیم

من رو هم فراموش نکنید

ییمارستان حضرت فاطمه یوسف آباد

امروز رفتیم بیمارستان حضرت فاطمه که بریم این دکتری که گفتند ببینه

ما فکر کردیم هشت تا نه به ما وقت داده

اونجا رفتیم تازه فهمیدیم هشت تا نه نوبت میدهند

ساعت 9 دکترها میان

اول به ما گفتند این دکتری که شما میگید دیگه اینجا نمیاد

با اینکه فقط همین دکتر کارش مربوط به من می شد

من مردم که منتظر نشسته بودند تا شماره شون خونده بشه

یه دختر خانومی رو دیدم که کتاب داره میخونه با اینکه افراد هم سن و سالش که اونجا بودند همه موبایل بدست بودند و به قولی سرشون توی گوشی بود

بعد که این دکتره اومد و ما رفتیم پهلوش گفت کار شما مربوط به من نمیشه

مربوط به دکتری میشه که چهارشنبه میاد اینجا

دختر عمه م زنگ زد و ما بهش اسم این دکتر جدیده رو دادیم

گفت این اصلا کارش جراحی فک نیست کارش جراحی پلاستیک ه

یه دکتر جدید معرفی کرد که گفت بعد از ظهر از ساعت 3 تا 7 هست

که اگر هم بخواد عمل کنه حداقل 3 الی 4 ماهه دیگه وقت عمل میده

این هم عکس سقف پذیرش جایی که رفتیم

زالو درمانی 1

امروز رفتم اونجایی که باید عمل میکردم رو زالو انداختم.

البته این دوره ش 1 ماهه است

گفتند برای یک نفر فک ش باز شده

ما شنبه برای معاینه به بیمارستان میریم

ولی میگیم برای بعد محرم و صفر وقت بدهند

معاینه

دیشب پسر عمو یم با خانومش رفتند بیمارستان حضرت فاطمه زهرا پیش یه دکتری رفتند وقت گرفتند گفتند بهشون بگید شنبه ساعت ۸ صبح اینجا باشند  البته هنوز عمل مشخص نیست

تعویق عمل

اول بگم که عمل بیمارسستان کیان کنسل شد

امروز رفتیم مطب دندان پزشک کودکان که از بستگان هست

آدم میره میفهمه چقدر کارشون سخته

با بچه بازی می کنه گریه ش رو تحمل می کنه

میخواست دکتر بیهوشی که از دوستان شون بود مطبش بیاد

این دکتر گفت ایشون فقط باید به بیمارستان دانشگاهی عمل کنه

بیمارستان فاطمه الزهرا یوسف آباد، چون اونا کارشون اینه

و گفت اون دکتر قبلی ها هم فقط میخواستند بترسونَنِتون

و گرنه این عمل کاری نداره و راحت بیهوش میشی

و بیهوشی ش هم ممکنه سه یا چهار ساعت طول بکشه

پ ن:بیمارستان کیان معروف نبود و مجهز هم نبود

و شب قبل هم پدرم با دوست که دکتره صحبت می کرد و اون هم همین بیمارستان رو معرفی کرد

قم

دیدیم تا جمعه کاری نداریم عازم قم شدیم

نایب الزیاره دوستان خواهم بود

دکتر بیهوشی

صبح رفتیم بیمارستان کسری

قبل از رفتن زنگ زدیم بیمارستان که گفتند دکتر نیومده

ولی گفتند الان اینجا 4، 5 تا دکتر بیهوشی هست

ما هم رفتیم، و از شانس خوب مون دکتر بیهوشی که میخواستیم آمده بود

رفتیم پیش دکتر، دکتر گفت اول باید بی حس کنیم تا لوله رو از دماغ داخل کنیم

بعد هم مرحله آخر بی هوش می کنیم

بعد دکتر گفت من فقط روزهای سه شنبه و پنج شنبه بیمارستان کسری هستم

یعنی دیروز مرخصی نبوده بلکه بیمارستان دیگه ای بوده

البته گفت یه کاری برام پیش اومده بود میخواستم نیام ولی اتفاقی شد اومدم

ما به خاطر این به این دکتر بیهشی اصرار داشتیم چون عمل من، عمل خاصی ه

و من صبح شنیدم می گفتند بقیه دکترهای بیهوشی هم باید اول این امضا کنه بعد اونها عمل کنند

جدید اضافه شد:

یک شنبه هفت صبح بیمارستان کیان میخواد عمل کنه

امروز به مامانم می گفتم اولین عمل بیمارستان کیان در سال جدید قمری ه به اسم من ه

دکتره خیلی با آرامش صحبت می کرد و انگار راحت ترین عملش باشه

بیهوشی

این همه راه رفتیم تا بیمارستان کسری

ولی جناب دکتر بیهوشی مرخصی بودند

باید تا فردا صبر کنیم و ببینیم فردا دکتر بیهوشی هست یا نه

و یا انکه هنوز مرخصی تشریف دارند

چون برای بیماری من دکتر بیهوشی باید تشخیص بده که میتونه بیهوش کنه

و بعدش من رو به هوش بیاره یا نه

چون دکترهای بیهوشی قبلی گفته بودند که این بیهوش بشه احتمال به هوش آمدن ش پایینه

سفر نوشت تهران 4

فکر می کردم امروز فقط باید پیش دکتر بریم

ولی پیش دکتر رفتیم گفت باید عکس opg بگیری

ما هم رفتیم و عکس گرفتیم و به دکتر نشان دادیم

و اون گفت باید فردا برید پیش دکتر بیهوشی که فردا توی بیمارستان کسری است

بعد از دکتر بیهوشی باید بقیه آزمایش ها رو انجام بدم

بعد دکتر گفتند که این دکتر بیهوشی فقط یک شنبه ها بیمارستان کیان هستند

برای جایی که میخواستیم عکس بگیریم با اینکه می شد با ویلچر بری

ولی منشی گفت اگه با ویلچر برید دیر میشه چون تا ساعت 8 هستند

که البته فکر کنم اشتباه می کرد

سفر نوشت تهران ۳

دوباره عازم تهران هستیم برای دکتر و عمل

امروز که دکتر وقت داده و گفته از فردا تا چهارشنبه بیمارستان شریعتی برای آزمایش های قبل عمل باید بریم و در صورت تایید آزمایش ها

چهارشنبه بیمارستان کیان عمل کنه

البته من میخوام اتفاق هایی که هر روز میوفته رو براتون بنویسم

موتور چهارچرخ

سلام دوستان این چند روز نبودم سرخ رود رفته بودم

نمی دونستم اونجا اینترنت نداره

سوار موتور چهارچرخ شدم خیلی حال داد

زمانی که میخواستم پیاده بشم این قدر خوشحال شده بودم از سوار شدن به این موتور

خیلی از آقایی که کرایه میداد تشکر کردم

با اینکه خیلی به سختی سوار شدم ولی میدیدم بقیه مردم سواری می کنند

به بابام هم گفتم من رو ببره

یه دختره هم نیم ساعت بعد من سوار شد.

بیچاره فکر کنم 1 دقیقه هم دور نزد.

چون سگه دنباش کرده بود. اون هم جیغ زنان سریع برگشت و پیاده شد