به سوی مکه
پس از اعمال مسجد شجره زائرین گروه گروه، کاروان کاروان و افراد مستقل یکی پس از دیگری مسجد را ترک و بسوی اتوبوسها حرکت و سوار آنها میشوند مدیران و معاونین کاروانها بدنبال افراد باقیمانده از کاروان خود هستند تا پس از تکمیل اتوبوسها بسوی مکه حرکت کنند. اتوبوسها هم پس از تکمیل شدن یکی پس از دیگری محیط پارکینگ را ترک و حرکت سمت مکه را آغاز کردند مسجد و محیط پارکینگ اتوبوسها خالی و حالا جاده پر از اتوبوسهای زائرین سفیدپوش است که چشم به جاده دوخته اند همه چیز برای آنان تازگی دارد خویشتن را در لباسی می بینند که سالها آرزوی پوشیدن آنرا داشتند دوستان و هم سفرهای خود را نظاره می کنند که همه شاد مانند از یکطرف به آگاه خداوند شکر و سپاس می گویند که بایشان توفیق این سفر را عنایت فرموده و از طرف دیگر برای همه آرزومندان آرزوی سعادت و توفیق این سفر را دارند یکی از تکرار سفر خود می گوید و دیگری از کم سعادتی بازمانده از سفر دوستان خویش بدلیل مشکلات به وجود خدایا خوام یا بیدار دل در تن خویش قرار ندارد خدایا کی خواهیم رسید دیگر صبر به پایان رسیده لباس های سفید و روشن دلها را روشن و نورانی کرده چهره ها خدایی شده همه ذکرگویان، حمدگویان و شکرکنان تکبیر بر زبان دارند تا سیاهی شب را به سپیدی صبح برساند تا خویشتن را در جوار خانه خدا یعنی کعبه، این قبله گاه مسلمانان ببینند. طاقتها کم شده زائری می پرسد: کی میرسیم؟، دیگری میگوید آن چراغها مکه است؟ و دیگری می گوید ساعت چند خواهیم رسید؟ سوال و پرسشها ادامه دارد ناگهان صدای تکبیری سکوت ماشین را در هم می شکند و ندا می دهد الله-اکبر اینجا دروازه حرم امن الهی است این گلدسته های مسجد تنعیم، ابتدای ورودی شهر مکه است آنانکه خوابند بیدار می شوند و آنانکه بیدار هوشیار. آری بالاخره وارد شهر مکه شدیم (مکه مکرمه) ساختمانهای بلند و کوتاه با رنگها و معیارهای مختلف خیابانها را یکی پس از دیگری پشت سر می گذاریم نگاهها به اطراف و خیابانهاست و گوشها در انتظار تکبیری دیگر تا گلدسته ها و دیوارهای خانه خدا را نمایان سازند تا دیدگان را به نور جمال کعبه نورانی و دلها روشن گردد.