تبليغاتX
یه جمله حرف حساب

آری اینجا کعبه است، خانۀ خداست، مرکز و نماد مشخصۀ اسلام است اینجا دلهای مسلمانان نهفته است اینجا نهایت آمال و آرزوهای مسلمانان است که روزی بتوانند در این مکان مقدس حضور یابند و با همه وجود و عشق و ایمان و اخلاص به عنوان یک فریضۀ دینی بر گرد خانۀ کعبه طواف نمایند و پردۀ آنرا ببوسند و درون حجر اسماعیل که مدفن بسیاری از پیامبران است نماز بگذارند.

خدایا لطف و عنایت تو موجب حضور من در اینجاست بارالها اسباب حضور همۀ آرزومندان در این مکان فراهم فرما. ببین این زن و مرد کوچک و بزرگ چه زیبا و منظم و با دعا و نیایش، قرائت قرآن و تکلم ذکر اسماء ذات اقدس الهی مشغولند.خدایا گرچه با پاهای خوش خدایا گرچه بر گرد خانۀ تو طواف می کنم و چشمان خویش را بر درب و پردۀ خانۀ تو دوختم بسیار سپاس گذار و شاکر نعماتی که به من دادی از درگاهت بسیار ممنونم از اینکه دیدار و زیارت این مکان مقدس را قسمتم نمودی.

اینجا جایی نیست که به وصف در آید و یا به تصویر کشیده شود اینجا مرکز اتصال دلهاست به آنچه که از ازل و از درون باور داشته است خدایا چه زیباست چرخیدن و طواف کردن نمیدانم که من بر گرد این خانه می چرخم و یا این خانه است که قلب و دل و روحم را تسخیر نموده و من مات و مبهوت این خانه ام نه نه من نیستم آری من نیستم بلکه این خانه است که به عنوان مرکز ثقل زمین همه ذرات را به دور خود جمع کرده و پس از تغذیه انرژی به ذرات بار حیات داده تا گردونه زمین بچرخد و حیاتی مدام داشته باشد آری این ذرات انسانی دائم و همیشگی بر گرد این خانه بوده و خواهند بود و تغذیه خواهند شد چه اینکه پس از این طواف و هفت دور بر گرد خانه کعبه آب زمزم یعنی همان آب حیات بر زبان و دل و روی انسانها جاری و در کالبد آنان دمیده شد، تا به وسیلۀ آنان به جهان سرازیر گردد تا در پرتو این انوار الهی جهان همچنان منور و نورانی باشد.

+ نوشته شده توسط محمد حسین در چهارشنبه سی ام آذر 1390 و ساعت 22:0 |
آرام آرام نزدیک میشویم گفته شده بود که چشمها زمین تا زمانی که همگی بتوانند به خوبی خانه خدا را مشاهده کرده تا برای کسانی که برای اولین بار خانه خدا را می بینند بر سجده افتاده و هر دعایی که می کنند ان شاء الله مستجاب خواهد شد آری یکباره گفته شد ببینید همگی به سجده افتاده و زبان حال خویش گفتند. خانه خدا یک عظمتی داره که قابل وصف نیست خدایا این جماعت که بر گرد خانه تو می گردند و اعمال حج ابراهیمی را به بجا می آورند چه می خواهند و چه مطیع و باادب و با یک آهنگ بندگی خویش را به اثبات می رسانند و اطاعت خود از فرامین و دستورات الهی را به همگان نشان داده و خود را مخلوقی ناچیز در مقابل خیل عظیم انسانهایی می بیند که همگی دل به خدا داده و عبادت و بندگی مخلصانه بجا می آورند

+ نوشته شده توسط محمد حسین در دوشنبه سی ام آبان 1390 و ساعت 7:57 |
سلام دوستان ببخشید که نتونستم بهتون سر بزنم

لطفا در وبلاگهاتون مطلب میگذارید خبرم کنید تا به شما حتما سر بزنم

از نیمه شب ساعتی گذشته بود اما در مرکز شهر و گویا در نزدیکی خانه خدا افراد و مغازه ها فعال و زائرین تردد می کردند صدای الله اکبر بلند شد فضای نورانی دیده شد گفتند آن فضای نورانی محیط خانه خداست و در کنار آن برج بلندی که یک ساعت بزرگ بر روی آن نصب بود که در کنار دیوار خانه خدا دیده شد از خیابان نزدیک آن گذشتیم تا به هتل محل اقامت رسیدیم ذوق و شوق دیدار خانه خدا خستگی راه را نادیده گرفته و پس از مشخص شدن اتاقها و گذاشتن وسایل آمادۀ ادامه اعمال و حرکت به سوی خانه خدا شدند البته تعدادی از افراد مسن و سالمند نیازمند به استراحت بوده و انجام اعمال را به فرصت بعدی موکول نمودند. طولی نکشید زائرین خانه خدا همگی سفیدپوش و با لباس احرام در لابی هتل منتظر روحانی و مسئولین کاروان صبر و تحمل کم می شود و هیجان حرکت به سوی کعبه شدت یافت خلاصه اتوبوسها آماده زائرین سوار و کاروان حرکت و از خیابانها و تونلها گذشتیم در پارکینگ نزدیک خانه خدا پیاده شده و زائرین متوجه سخنان مدیر و روحانی کاروان به صف حرکت تا به پشت باب السلام رسیدیم گفته شد همگی روی زمین بنشینید و روحانی کاروان جهت انجام اعمال صحیح حج دستورات لازمه را متذکر و استحباب ورود از باب السلام و سایر موارد را بازگو می کند هنوز در پشت دیوار خانه خدا یعنی پشت دیوار بین صفا و مروه قرار داریم حرکت آغاز می شود دلها به تپش می افتد قدمها آهسته برداشته می شود الله اکبر خدایا شکر و سپاس بیکران فقط سزای توست که زیارت این مکان ضریف را نصیبم کردی پروردگارا قسمت همۀ آرزومندان کن و دعای همه مُلتَمِسین مستجاب کن.

 ادامه رو دوشنبه 30 آبان ماه میگذارم.

+ نوشته شده توسط محمد حسین در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390 و ساعت 23:18 |

پس از اعمال مسجد شجره زائرین گروه گروه، کاروان کاروان و افراد مستقل یکی پس از دیگری مسجد را ترک و بسوی اتوبوسها حرکت و سوار آنها میشوند مدیران و معاونین کاروانها بدنبال افراد باقیمانده از کاروان خود هستند تا پس از تکمیل اتوبوسها بسوی مکه حرکت کنند. اتوبوسها هم پس از تکمیل شدن یکی پس از دیگری محیط پارکینگ را ترک و حرکت سمت مکه را آغاز کردند مسجد و محیط پارکینگ اتوبوسها خالی و حالا جاده پر از اتوبوسهای زائرین سفیدپوش است که چشم به جاده دوخته اند همه چیز برای آنان تازگی دارد خویشتن را در لباسی می بینند که سالها آرزوی پوشیدن آنرا داشتند دوستان و هم سفرهای خود را نظاره می کنند که همه شاد مانند از یکطرف به آگاه خداوند شکر و سپاس می گویند که بایشان توفیق این سفر را عنایت فرموده و از طرف دیگر برای همه آرزومندان آرزوی سعادت و توفیق این سفر را دارند یکی از تکرار سفر خود می گوید و دیگری از کم سعادتی بازمانده از سفر دوستان خویش بدلیل مشکلات به وجود خدایا خوام یا بیدار دل در تن خویش قرار ندارد خدایا کی خواهیم رسید دیگر صبر به پایان رسیده لباس های سفید و روشن دلها را روشن و نورانی کرده چهره ها خدایی شده همه ذکرگویان، حمدگویان و شکرکنان تکبیر بر زبان دارند تا سیاهی شب را به سپیدی صبح برساند تا خویشتن را در جوار خانه خدا یعنی کعبه، این قبله گاه مسلمانان ببینند. طاقتها کم شده زائری می پرسد: کی میرسیم؟، دیگری میگوید آن چراغها مکه است؟ و دیگری می گوید ساعت چند خواهیم رسید؟ سوال و پرسشها ادامه دارد ناگهان صدای تکبیری سکوت ماشین را در هم می شکند و ندا می دهد الله-اکبر اینجا دروازه حرم امن الهی است این گلدسته های مسجد تنعیم، ابتدای ورودی شهر مکه است آنانکه خوابند بیدار می شوند و آنانکه بیدار هوشیار. آری بالاخره وارد شهر مکه شدیم (مکه مکرمه) ساختمانهای بلند و کوتاه با رنگها و معیارهای مختلف خیابانها را یکی پس از دیگری پشت سر می گذاریم نگاهها به اطراف و خیابانهاست و گوشها در انتظار تکبیری دیگر تا گلدسته ها و دیوارهای خانه خدا را نمایان سازند تا دیدگان را به نور جمال کعبه نورانی و دلها روشن گردد.

+ نوشته شده توسط محمد حسین در شنبه سی ام مهر 1390 و ساعت 23:17 |

آری اتوبوس های حامل زوار خانه خدا  یکی پس از دیگری به محوطه های اطراف مسجد می رسند زائرین پس از پیاده شدن در خیابانهای اطراف مسجد به سوی آن حرکت می کنند شاید اکثر قریب به اتفاق افراد لباسهای احرام را پوشیده و بعضاً به دنبال محل لباس و حمام ها می گردند تا آنان نیز همانند دیگران سفیدپوش شده تا پس از اقامۀ نماز واجب یعنی نماز مغرب و عشاء نیت احرام کنند بله حیاط و مدخل مسجد مملو از سفیدپوشان زن و مردی است که همگی برای گفتن کلمات و جملاتی که آنان را برای یک برنامۀ منظم و حساب شده و تعبدی به آنجا کشانده لحظه شماری می کنند آرام آرام آفتاب خود را از نظرها پنهان می کند هر کس در گوشه ای مشغول به ذکری و سخنی، یکی سخن از آمدنش، دیگری از تکرار حضورش در این مسجد فردی سوال از چگونگی انجام این فریضه، مادری فرزند کوچکش را تطهیر و سفیدپوش می کند و آن دیگری به این سو و آن سو می دود یکی غسل می کند و دیگری وضو می گیرد و قرآن می خواند.آه خدایا همه به سوی تو آمده اند و فرامین تو را اجرا می کنند و برای همه آرزومندان دعا می کنند تا آنان نیز این لحظات را از نزدیک مشاهده کنند.

خلاصه غروب آفتاب شد، چراغهای مسجد روشن، تاریکی آسمان را فرا گرفت(اللله اکبر.....) ندای تکبیر موذن زن و مرد، پیر و جوان،و  کوچک و بزرگ را وادار نمود تا صفوف جماعت را منظّم و به اقامۀ نماز بپردازند.نماز جماعت شروع می شود. صحن و سرای مسجد یکپارچه  سفیدپوش از نمازگزارانی است که به جماعت ایستاده اند. تا فریضه را در ابتدای وقت انجام دهند.نماز پایان می یابد مدیران و روحانیون کاروانها با علامت های خویش اعضای کاروان را جمع می کنند تا آنان را با بیان و تکرار کلمات (لبّیک اللّهم لبّیک........) مُحرم نموده و آنان را برای آغاز یک برنامۀ جدید و انجام اعمال مناسک حج آماده کنند فضای مسجد و صحن و سرای آن از ندای ملکوتی تکبیر و (لبیک اللهم لبیک......) تنین انداز شد. به به چه صفایی قلب انسان باز می شود چشم آدمی روشن می گردد دل انسان جلا پیدا می کند از این لحظات دیدنی و خدایی. خدایا خودت قبول کن و به کرمت بپذیر از این همه زن و مردی که با اخلاص به سویت کوچ کرده اند. الهی بپذیر اگرچه ما انسانها در کردار و رفتار و اعمال نقص داریم و گنهکاریم اما تو بزرگی و کریمی و رحیمی الهی بپذیر و از ما قبول کن.  

+ نوشته شده توسط محمد حسین در پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390 و ساعت 21:47 |
((توجه توجه همگی ساعت 4 بعد از ظهر با لباس احرام پایین هتل باشید دقت داشته باشید که هیچ لباس دیگری بر تن نداشته باشید))

این تکرار گفته های مدیر و معاون و روحانی کاروان بود

ساعت چهار و نیم بود سالن اجتماعات هتل سفیدپوش بود آری همه دوستان هم کاروانی از زن، مرد، کوچک، بزرگ همگی سفیدپوش گوش به تذکرات روحانی کاروان ایستاده بودند

آخرین تذکرات در مدینه پایان یافت

مدیر کاروان گفت: توجه کنید اعضای اتوبوسهای شماره یک و دو و سه به ترتیب سوار شوند

توجه کنید که می خواهیم از مدینه خارج شویم نمی دانیم باز هم دوباره خواهیم آمد و سعادت زیارت مجدد شهر پیامبر را خواهیم داشت یا نه اشکها در گوشه های چشمان زائرین ظاهر و بعضاً بر روی گونه ها جاری می شود بله یک هفته گذشت نمی دانم چیزی از مدینه فهمیدم و یا درسی آموختم یا نه حالا می خواهیم کوچ کنیم خوانده ایم و شنیده ایم که حضرت رسول(ص) و یاران باوفایش نیز از مدینه به مکه کوچ کردند و آن هم برای اجرای فرمان الهی و ما نیز برای اجرای دستورات الهی، اما این کجا و آن کجا هیچ گونه قرابتی نیست و نمی توان مقایسه کرد اساساً قابل مقایسه نیستند............

سوار بر مرکبها خیابان های مدینه را پشت سر می گذاریم یکبار دیگر گلدسته های مسجدالنبی نمایان شد آه حسرت از سینه ها برمی خیزد، دیواره های بقیع چشم ها را اشکبار می کند یکبار دیگر ناله ها سر داده میشود خدایا تکّه هایی از دل و روح و قلب هایمان جا مانده ما را چه میشود و نگاه ها همچنان به گلدسته ها و دیواره های بقیع دوخته شده و سکوتی از روی اندوه و غم فرا گرفته انگار همگی در دلهایشان فریاد می زنند آی مدینه آیا میشود که دوباره توفیق زیارت را پیدا کنم آیا میشود آرام، آرام از شهر خارج میشویم خداحافظ مدینه خداحافظ به امید دیدار

بعد از دقایقی چند نمی گذرد گلدسته های جدیدی پیدا میشود ترافیک و پارک اتوبوسهای بسیاری اینجا کجاست و چه خبره روحانی کاروان گفت: اینجا مسجد شجره است همه پیاده شوید........

+ نوشته شده توسط محمد حسین در جمعه بیست و هشتم مرداد 1390 و ساعت 12:21 |
میلاد باسعادت امام حسن مجتبی ع بر همگان مبارک

+ نوشته شده توسط محمد حسین در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 و ساعت 21:11 |
میلاد با سعادت

                    یگانه منجی عالم بشریت

                                                حضرت مهدی(عج) بر همگان مبارک باد

+ نوشته شده توسط محمد حسین در یکشنبه بیست و ششم تیر 1390 و ساعت 22:59 |
میلاد با سعادت امام حسین(ع)

                       و حضرت ابوالفضل العباس(ع)

                                              و امام زین العابدین(ع) 

                                                            رو بر همگان تبریک و تهنیت عرض می کنم

+ نوشته شده توسط محمد حسین در چهارشنبه پانزدهم تیر 1390 و ساعت 10:47 |
و اما یک روز دیگر از شهر مقدس مدینه را برای دیدن مساجدی دیگر که در اسلام و در فرهنگ اسلامی و خصوصا برای تاریخ اسلام نماد و گویای حقایقی هستند از آن جمله دیدار مسجد مباهله و نام دیگر آن مسجد الاجابه که محل مباهله پیامبر اسلام و اهل بیت آن حضرت با علمای نصرانی بود که پس از دیدن حقیقت وجودی پیامبر اسلام و اهل بیتش حاضر به مباهله نشده و با دادن خراج پذیرفتند که در ذمه ی حکومت اسلامی باشند که در آن زمان این محل و این مسجد در بیرون شهر مدینه قرار داشته و امروز در کنار بلواری وسیع در وسط شهر مدینه است و همچنین عازم دیدن مسجد ابوذر همون ابوذری که از صحابه رسول خدا ص بوده و به حاکمان وقت بعد از رسول خدا چنین می گفت: ((که اگر شما از مسیر اسلام و قرآن منحرف شوید شما را با این شمشیر راست خواهم کرد. این محل آخرین محل دیدار و خداحافظی ابوذر با علی ع بوده که از آنجا به ربزه تبعید و پس از مدتی به دیار باقی شتافت. سپس عازم مسجد غمامه و مسجد علی بی ابی طالب که در نزدیکی مسجد النبی قرار دارند شدیم. مسجد امام علی غریب و در بسته بود همان مسجدی که امام در آنجا اقامه نماز می کرد و در نزدیکی آن مسجد غمامه که به شکل ابری مسقف است که نشانه ابر سایه بر پیامبر اکرم ص انداخت که نماز بگذارد و ما در آنجا نیز تبرکاً و تیمماً نماز تهیة و رکعاتی نیز نماز مستحبی برگزار کردیم  و این مساجد بخشی از مساجد متبرکه شهر مقدس مدینه بوده که ما فرصت حضور و دیدار و اقامه نماز را پیدا کردیم. باشد که ان شاء الله در سفر های بعدی توفیق زیارت سایر اماکن مقدسه را بیابیم و لازم به ذکر است که در شهر مدینه بیشتر اوقات خویش را برای زیارت مرقد مطهر نبی مکرم و بیت شریف آن حضرت و مسجد النبی و بیت حضرت فاطمه زهرا س و قرستان بقیع گذراند و ترجیحا و سعی بر آن بود نمازهای یومیه را با جماعت مسجدالنبی سپری کنیم خداوند به همه آرزومندان توفیق زیارت و دیدار مسجدالنبی و شهر مقدس مدینه عنایت بفرماید ان شاء الله  

+ نوشته شده توسط محمد حسین در یکشنبه پنجم تیر 1390 و ساعت 18:14 |