تبليغاتX
یه جمله حرف حساب
سلام دوستان ببخشید که بهتون سر نزدم، اینترنتم قطع بود.

همانا دنیا از تو جداشدنی و آخرت به تو نزدیک است.امام علی ع

انسان به قدر استعداد خود باید درباره جهان هستی استدلال و درک داشته باشد.

شیرینی گناه را دردناکی کیفر از بین می برد. امام علی ع

ما انسانها چراهایی داریم که برای دریافت پاسخ های آن باید تربیت شویم.

+ نوشته شده توسط محمد حسین در شنبه 23 اردیبهشت1391 و ساعت 15:48 |
مغرور بودن به دانش خود ، بدترین نوع جهالت است . جرجی تایلر

آنکه در بیراهه قدم بر می دارد آرمان و هدف خویش را گم کرده است . ارد بزرگ

مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم می ریزند و از آنها غولی بوجود می آورند که نامش تقدیر است . جااولیور هاینز

بیشتر کسانی موفق شده اند که کمتر تعریف شنیده اند . امیل زولا

حیات آدمی در دنیا همچون حبابی است در سطح دریا . جان راسکن

+ نوشته شده توسط محمد حسین در یکشنبه 20 فروردین1391 و ساعت 18:42 |
به یاد داشته باش که امروز طلوع دیگری ندارد. دانته

کسی که به کسی حسد می ورزد، دلیل بر آن است که به برتری او اعتراف کرده است. هراس وال پول

خوشبختی پروانه است. اگر او را دنبال کنید از شما می گریزد ولی اگر آرام بنشینید، روی سر شما خواهد نشست. هیوم

اجازه ندهید دیگران کاری را که به آنها واگذار کرده اید  دوباره به خودتان محول کنند . برایان تریسی

مشکلی که خوب تشریح و حلاجی شده باشد نصفش حل شده است. چارلز  کیترنیک

+ نوشته شده توسط محمد حسین در پنجشنبه 10 فروردین1391 و ساعت 1:11 |
سال نو مبارک.

آدمهای آرمانگرا هنگامیکه به نادرست بودن آرزویی پی می برند بر ادامه آن پافشاری نمی کنند .  ارد بزرگ

هیچ‌کس نمی‌تواند به کارمندان این دوره انگیزه ببخشد بلکه این انگیزه می‌بایست درون خود افراد وجود داشته باشد  . هرمن کین

کیفیت  راه حلی که برای حل یک مشکل انتخاب می کنید با تعداد راه حل هایی که در نظر می گیرید رابطه مستقیم دارد . برایان تریسی

پیش از پرداختن به حل مشکل علت هایی را که ممکن است باعث ایجاد آن شده باشند مشخص کنید . برایان تریسی

افتادن در گل و لای ننگ نیست. ننگ در این است که آنجا بمانی. مثل آلمانی

+ نوشته شده توسط محمد حسین در سه شنبه 1 فروردین1391 و ساعت 11:40 |

ادامه خاطرات 15 اسفند:

خلاصه نیت کرده و از بالای کوه صفا حرکت را آغاز و مابین این دوکوه سعی و تلاش و حرکت گاهی آرام می رویم گاهی هروله کنان نمی دانم چگونه اما می دانم چون فی ما بین انبوه جمعیت مشتاقان، عاشقان و زائران قرار گرفتم و فضا ، فضای روحانی، الهی و ملکوتی بود انسان متوجه نمی شود که این هفت دور چگونه تمام شد ان شاءالله قسمت همه آرزومندان بشود تا ببینند که این فاصله را پیر مردان، پیر زنان، پای شکستگان، عصا به دستان، جانبازان و معلولین چگونه با عشق و ایمان و با خلوص نیت به انجام می رسانند.سعی تمام شد بالای کوه مروه قرار گرفتیم برای انجام عمل بعدی یعنی تقصیر (کوتاه کردن قسمتی از مو و یا گرفتن قسمتی از ناخن) است که به عنوان عمل پنجم از اعمال عمره مفرده است که ناشی از زدودن و کوتاه کردن گناهان و پاک شدن و پیوستن به جمال حق است.

پس از انجام این اعمال دو عمل دیگر باقی مانده که باید انجام گیرد طواف نساء که همانند طواف اولیه بر گرد کعبه چرخیده و پس از آن دو رکعت نماز طواف نساء همانند نماز طواف و نماز صبح به جا می آوریم که این عمل پایان عمره مفرده است که پس از آن محدودیتهای به عمل آمده برای اعمال عمره زائر میتواند لباس احرام را از تن بدرآورد   باید یادآور شد که انسانهای پاکدل و خوش نیت پس از انجام این اعمال ناخود آگاه در مداری قرار می گیرند که جرقه های اخلاص و ایمان و انوار الهی در وجود آنان متجلی میشود و باشد که بتوانند این افراد با دور کردن شیاطین از خود و با پرهیز از گناه و معصیت در حفظ و نگهداری این انوار و اخلاص و ایمان خود کوشا باشند و دیگر یک روز از این سفر معنوی در شهر مقدس مکه به زیارت دوره یعنی مشاهده قبرستان حضرت ابی طالب و قبر حضرت خدیجه (س)، صحرای عرفات، مشعر، منی، جبل الرحمة و جبل النور(غار حرا) پرداخته که فلسفه هر یک و یا توضیح درباره هر یک از آنان نیازمند به نوشتار  صفحات متعدد و حوصله و وقتی است که ممکن است از امکان این نوشتار خارج باشد در پایان آرزو می کنم که این سفر معنوی و الهی قسمت همه آرزومندان و مشتاقان زیارت خانه کعبه شود ان شاء الله.       

                                                     التماس دعا

 

+ نوشته شده توسط محمد حسین در شنبه 20 اسفند1390 و ساعت 23:6 |

سلام دوستان ببخشید که اینقدر دیر مطلب گذاشتم

لطفا هر وقت در وبلاگتون مطلب گذاشتید خبرم کنید ادامه خاطرات:

 هفت بار به دور خانه کعبه همراه با خیل جمعیت مشتاق و زائر چرخیدیم یکی قرآن می خواند دیگری ذکر می گفت و کسی هم دعا و نیایش چه زیبا و دل نشین همگی اظهار بندگی می کردند و از درگاه دوست طلب آرزوهای خویش، بله هفت دور طواف به اتمام رسید پشت مقام حضرت ابراهیم قرار گرفتیم تا دو رکعت نماز طواف را به جا آوریم

 الهی سالها از فرسنگها دور دست رو به سوی خانه تو ایستادم و نماز گزاردم و امروز مقابل درب کعبه و پشت مقام حضرت ابراهیم ایستاده ام باور ندارم که این توفیق چگونه رفیق من شد و امروز در نزدیک ترین فضا به خانه تو ایستاده ام و با چشم سر نگاهم بر درب و پرده بلند خانه ایست که سالها در خیال می گنجاندم  عبادت می کردم و نماز می خواندم ولی امروز این فضای ملکوتی در مقابل چشمان من قلب و دل و روحم را سیقل و نوازش می دهد نماز طواف را خواندیم و به سوی انجام عمل بعدی یعنی سعی بین صفا و مروه حرکت کردیم اما مستحب است که بعد از طواف و قبل از سعی زائر کمی از آب زمزم نوش جان کند و مقداری هم به سر و صورت و بدن خود بریزد که این چنین کردیم و رو به سوی کوه صفا رفتیم و در بالای کوه قرار گرفتیم خدایا اینجا حماسه دیگری است و صحنه زیبا و قیامت دیگر از یک طرف از بلندای کوه به خانه کعبه می نگرم و امواج طواف خلق الله و از طرف دیگر خیل جمعیت بین دو کوه صفا و مروه که حجاج در رفت و آمد هستند همچنان جمعیت زن و مرد، کوچک و بزرگ، شاه و گدا پس از طواف به بالای کوه صفا می آیند و نیت می کنند و حرکت خویش آغاز و این بار نیز هفت بار بین صفا و مروه در حرکت و با ذکر دعا و نیایش یادآور خاطرات حضرت هاجر که هفت بار بین این دو کوه بالا و پایین دوید تا به خیال خویش از سراب آبی برای حضرت اسماعیل بیابد اما خداوند پس از سعی و تلاش او آب زمزم را به اعجاز از دل بیابان خشک و کویر برای او و برای نسلهای بعدی از مکتب ابراهیمی به ارمغان آورد و هاجر و اسماعیل شاداب و مسرور از این اعجاز و امروزه نیز همه مسلمانان خصوصا زائرین خانه کعبه از این آب گوارا و لذیذ نوش جان کرده و مقداری نیز به عنوان تَبَرُک شفا به شهر و دیار خویش به ارمغان می برند 

ادامه رو 20 اسفند میگذارم

+ نوشته شده توسط محمد حسین در دوشنبه 15 اسفند1390 و ساعت 16:43 |

آری اینجا کعبه است، خانۀ خداست، مرکز و نماد مشخصۀ اسلام است اینجا دلهای مسلمانان نهفته است اینجا نهایت آمال و آرزوهای مسلمانان است که روزی بتوانند در این مکان مقدس حضور یابند و با همه وجود و عشق و ایمان و اخلاص به عنوان یک فریضۀ دینی بر گرد خانۀ کعبه طواف نمایند و پردۀ آنرا ببوسند و درون حجر اسماعیل که مدفن بسیاری از پیامبران است نماز بگذارند.

خدایا لطف و عنایت تو موجب حضور من در اینجاست بارالها اسباب حضور همۀ آرزومندان در این مکان فراهم فرما. ببین این زن و مرد کوچک و بزرگ چه زیبا و منظم و با دعا و نیایش، قرائت قرآن و تکلم ذکر اسماء ذات اقدس الهی مشغولند.خدایا گرچه با پاهای خوش خدایا گرچه بر گرد خانۀ تو طواف می کنم و چشمان خویش را بر درب و پردۀ خانۀ تو دوختم بسیار سپاس گذار و شاکر نعماتی که به من دادی از درگاهت بسیار ممنونم از اینکه دیدار و زیارت این مکان مقدس را قسمتم نمودی.

اینجا جایی نیست که به وصف در آید و یا به تصویر کشیده شود اینجا مرکز اتصال دلهاست به آنچه که از ازل و از درون باور داشته است خدایا چه زیباست چرخیدن و طواف کردن نمیدانم که من بر گرد این خانه می چرخم و یا این خانه است که قلب و دل و روحم را تسخیر نموده و من مات و مبهوت این خانه ام نه نه من نیستم آری من نیستم بلکه این خانه است که به عنوان مرکز ثقل زمین همه ذرات را به دور خود جمع کرده و پس از تغذیه انرژی به ذرات بار حیات داده تا گردونه زمین بچرخد و حیاتی مدام داشته باشد آری این ذرات انسانی دائم و همیشگی بر گرد این خانه بوده و خواهند بود و تغذیه خواهند شد چه اینکه پس از این طواف و هفت دور بر گرد خانه کعبه آب زمزم یعنی همان آب حیات بر زبان و دل و روی انسانها جاری و در کالبد آنان دمیده شد، تا به وسیلۀ آنان به جهان سرازیر گردد تا در پرتو این انوار الهی جهان همچنان منور و نورانی باشد.

+ نوشته شده توسط محمد حسین در چهارشنبه 30 آذر1390 و ساعت 22:0 |
آرام آرام نزدیک میشویم گفته شده بود که چشمها زمین تا زمانی که همگی بتوانند به خوبی خانه خدا را مشاهده کرده تا برای کسانی که برای اولین بار خانه خدا را می بینند بر سجده افتاده و هر دعایی که می کنند ان شاء الله مستجاب خواهد شد آری یکباره گفته شد ببینید همگی به سجده افتاده و زبان حال خویش گفتند. خانه خدا یک عظمتی داره که قابل وصف نیست خدایا این جماعت که بر گرد خانه تو می گردند و اعمال حج ابراهیمی را به بجا می آورند چه می خواهند و چه مطیع و باادب و با یک آهنگ بندگی خویش را به اثبات می رسانند و اطاعت خود از فرامین و دستورات الهی را به همگان نشان داده و خود را مخلوقی ناچیز در مقابل خیل عظیم انسانهایی می بیند که همگی دل به خدا داده و عبادت و بندگی مخلصانه بجا می آورند

+ نوشته شده توسط محمد حسین در دوشنبه 30 آبان1390 و ساعت 7:57 |
سلام دوستان ببخشید که نتونستم بهتون سر بزنم

لطفا در وبلاگهاتون مطلب میگذارید خبرم کنید تا به شما حتما سر بزنم

از نیمه شب ساعتی گذشته بود اما در مرکز شهر و گویا در نزدیکی خانه خدا افراد و مغازه ها فعال و زائرین تردد می کردند صدای الله اکبر بلند شد فضای نورانی دیده شد گفتند آن فضای نورانی محیط خانه خداست و در کنار آن برج بلندی که یک ساعت بزرگ بر روی آن نصب بود که در کنار دیوار خانه خدا دیده شد از خیابان نزدیک آن گذشتیم تا به هتل محل اقامت رسیدیم ذوق و شوق دیدار خانه خدا خستگی راه را نادیده گرفته و پس از مشخص شدن اتاقها و گذاشتن وسایل آمادۀ ادامه اعمال و حرکت به سوی خانه خدا شدند البته تعدادی از افراد مسن و سالمند نیازمند به استراحت بوده و انجام اعمال را به فرصت بعدی موکول نمودند. طولی نکشید زائرین خانه خدا همگی سفیدپوش و با لباس احرام در لابی هتل منتظر روحانی و مسئولین کاروان صبر و تحمل کم می شود و هیجان حرکت به سوی کعبه شدت یافت خلاصه اتوبوسها آماده زائرین سوار و کاروان حرکت و از خیابانها و تونلها گذشتیم در پارکینگ نزدیک خانه خدا پیاده شده و زائرین متوجه سخنان مدیر و روحانی کاروان به صف حرکت تا به پشت باب السلام رسیدیم گفته شد همگی روی زمین بنشینید و روحانی کاروان جهت انجام اعمال صحیح حج دستورات لازمه را متذکر و استحباب ورود از باب السلام و سایر موارد را بازگو می کند هنوز در پشت دیوار خانه خدا یعنی پشت دیوار بین صفا و مروه قرار داریم حرکت آغاز می شود دلها به تپش می افتد قدمها آهسته برداشته می شود الله اکبر خدایا شکر و سپاس بیکران فقط سزای توست که زیارت این مکان ضریف را نصیبم کردی پروردگارا قسمت همۀ آرزومندان کن و دعای همه مُلتَمِسین مستجاب کن.

 ادامه رو دوشنبه 30 آبان ماه میگذارم.

+ نوشته شده توسط محمد حسین در پنجشنبه 26 آبان1390 و ساعت 23:18 |

پس از اعمال مسجد شجره زائرین گروه گروه، کاروان کاروان و افراد مستقل یکی پس از دیگری مسجد را ترک و بسوی اتوبوسها حرکت و سوار آنها میشوند مدیران و معاونین کاروانها بدنبال افراد باقیمانده از کاروان خود هستند تا پس از تکمیل اتوبوسها بسوی مکه حرکت کنند. اتوبوسها هم پس از تکمیل شدن یکی پس از دیگری محیط پارکینگ را ترک و حرکت سمت مکه را آغاز کردند مسجد و محیط پارکینگ اتوبوسها خالی و حالا جاده پر از اتوبوسهای زائرین سفیدپوش است که چشم به جاده دوخته اند همه چیز برای آنان تازگی دارد خویشتن را در لباسی می بینند که سالها آرزوی پوشیدن آنرا داشتند دوستان و هم سفرهای خود را نظاره می کنند که همه شاد مانند از یکطرف به آگاه خداوند شکر و سپاس می گویند که بایشان توفیق این سفر را عنایت فرموده و از طرف دیگر برای همه آرزومندان آرزوی سعادت و توفیق این سفر را دارند یکی از تکرار سفر خود می گوید و دیگری از کم سعادتی بازمانده از سفر دوستان خویش بدلیل مشکلات به وجود خدایا خوام یا بیدار دل در تن خویش قرار ندارد خدایا کی خواهیم رسید دیگر صبر به پایان رسیده لباس های سفید و روشن دلها را روشن و نورانی کرده چهره ها خدایی شده همه ذکرگویان، حمدگویان و شکرکنان تکبیر بر زبان دارند تا سیاهی شب را به سپیدی صبح برساند تا خویشتن را در جوار خانه خدا یعنی کعبه، این قبله گاه مسلمانان ببینند. طاقتها کم شده زائری می پرسد: کی میرسیم؟، دیگری میگوید آن چراغها مکه است؟ و دیگری می گوید ساعت چند خواهیم رسید؟ سوال و پرسشها ادامه دارد ناگهان صدای تکبیری سکوت ماشین را در هم می شکند و ندا می دهد الله-اکبر اینجا دروازه حرم امن الهی است این گلدسته های مسجد تنعیم، ابتدای ورودی شهر مکه است آنانکه خوابند بیدار می شوند و آنانکه بیدار هوشیار. آری بالاخره وارد شهر مکه شدیم (مکه مکرمه) ساختمانهای بلند و کوتاه با رنگها و معیارهای مختلف خیابانها را یکی پس از دیگری پشت سر می گذاریم نگاهها به اطراف و خیابانهاست و گوشها در انتظار تکبیری دیگر تا گلدسته ها و دیوارهای خانه خدا را نمایان سازند تا دیدگان را به نور جمال کعبه نورانی و دلها روشن گردد.

+ نوشته شده توسط محمد حسین در شنبه 30 مهر1390 و ساعت 23:17 |